تبليغاتX
دانشگاه علامه طباطبایی

 management

اصول اقتصاد سیاسی                            نوشته: جان استوارت میل

آیا آزادیخواهی و اخلاقیات قابل جمع شدن هستند؟ آیا روش منصفانه ای برای توزیع ثروت وجود دارد؟این پرسش ها که ذهن میل را در اواسط سده نوزدهم به خود مشغول کرده بودند، در عصر جهانی سازی و نو-آزادی خواهی هنوز مطرح هستند.

او با قرار دادن موضوعات اقتصادی در یک بافت اجتماعی- سیاسی گسترده تر، به بررسی اصول تولید و توزیع می پردازد. به اعتقاد او رقابت آزاد برای آزادسازی نیروهای مفید اجتماعی لازم است. این گفته به هر حال به معنای آزاد کردن دولت از همه مسئولیت هایش نیست. گو اینکه دامنه دخالت آن باید به شدت محدود گردد (خصوصی سازی). میل، تعادل یک دوره ی کامل پژوهش علمی را برقرار کرده و اصول اقتصادی را با کاربردهای علمی آن مرتبط می سازد.

به زعم او مشخصات توسعه اقتصادی پیشرو عبارتند از:

*    رشد مداوم و نامحدود کنترل انسان بر طبیعت

*    افزایش پیوسته امنیت انسانها و اموال آنها

و تأکید می کند که، افزایش تولید تنها در کشورهای توسعه نیافته اهمیت دارد و در کشورهای توسعه یافته مسأله توزیع بسیار مهمتر می باشد.

 

 

اصول اقتصاد سیاسی                                    نوشته: دیوید ریکاردو

ریکاردو در این کتاب که نخستین بار در سال 1817 منتشر گردید، مفهوم ارزش مبادله را به طور جدی مورد بررسی قرار داده و به تشریح نظریه مزیت هزینه ای نسبی می پردازد.موضوع اصلی مورد بحث او این است که: مبادله کالاها بین دو کشور، حتی اگر یکی از آنها قادر به تهیه بسیار ارزانتر همه کالاها باشد، به نفع هر دوی آنهاست. او به عنوان مثال دو کشور تجارت پیشه (بریتانیا و پرتقال) و دو نوع کالا (پارچه و شراب) را مورد بررسی قرار می دهد. علاوه بر آن او معیارهایی برای ارزش گذاری عینی کالاها تعریف می کند. مطابق اصول اقتصادی او، ارزش هر کالا تنها بواسطه مقدار کار لازم برای تولید آن تعیین می شود.

او همچنین موضوع خوشبختی و فقر طبقات اجتماعی و ارتباطات موجود بین عوامل تولید (کار، زمین و سرمایه) را مورد بررسی قرار داده و اصول عمومی مالیات بندی را کامل می کند.

 

 

اصول مدیریت علمی                           نوشته: فردریک وینسلو تیلور

فردریک تیلور یک مهندس و نوآور آمریکایی بود که معروفیت خود را به طور عمده وامدار این کتاب است که در افتخار مشکوک بنیان گذاری یک «ایسم» با هنری فورد شریک است. منظوراز تیلوریسم، عمل به اصول مدیریت علمی است که از فعالیت های تیلور در کارخانجات فولاد میدویل استخراج گردید. او سر مهندس این کارخانه بود.

اصول مذکور عبارتند از:

* اندازه گیری دقیق فرآیندهای کاری؛

* رعایت بی طرفی کامل در ارزیابی روش هایی که بهترین عملکرد را دارند؛

* مکانیزه کردن کار و حذف عنصر انسانی از آن

به هر حال استانداردهای عینی حاصل از این اصول، برای مدیران که موظف به وادار کردن کارگران به اجرای آن هستند و کارگران که موظف به رعایت آن ها هستند، به طور یکسان مسئولیت آور است. مدیریت علمی همچون خط مونتاژ، ایست ناپذیر است و انضباط خود را برهمه تحمیل می کند. جای شگفتی نیست که این اصول به نظر بیشتر اعضای مکتب انسان گرای مدیریت یک دشمن تمام عیار تلقی می شود.

 

 

در جستجوی موفقیت                             نوشته: کونوسوکه ماتسوشیتا

به عقیده نویسنده خدمت به مشتری اهمیت حیاتی دارد، زیرا مشتری خواهان کالایی است که برایش سودمند باشد و خدمات بعد از فروش سودمندتر از کمک های بعد از فروش می باشند.

کسب و کاری که با آگاهی و وجدان همراه باشد، وفاداری به خود را تقویت می کند. ما منابع گران قیمتی را در کسب و کار مورد استفاده قرار می دهیم. بنابراین چنانچه کسب و کار سودآوری نداشته باشیم، بهتر است این منابع را در جای دیگری مورد استفاده قرار دهیم. کارایی تولید و محصولات با کیفیت، کلید سودآوری و موفقیت اند. رسالت هر تولید کننده  چیرگی بر فقر، نجات کل جامعه از بدبختی و تولید ثروت برای جامعه است.

به نظر او عدم موفقیت در کسب سود نوعی جرم بر علیه جامعه است: «ما سرمایه جامعه را به کار می گیریم، نیروی کار اعضای آن را بکار می گیریم و در نهایت مواد آن را بکار می گیریم. بنابراین اگر نتیجه کارمان سودآور نباشد، موجب ضرر و زیان به جامعه می شویم، زیرا این منابع می توانستند در جای دیگری نتیجه بهتری داشته باشند.»

 

 

مهندسی مجدد شرکت                       نوشته: جیمز چمپی و مایکل همر

به عقیده نویسندگان، مهندسی مجدد باید بر تحول ریشه ای در تفکر و طراحی مجدد بنیانی فرآیندهای اصلی کسب و کار تمرکز کند. هدف از مهندسی مجدد بهبود اساسی در هزینه، کیفیت، خدمت و سرعت است. سازمانها باید فرآیندهای اصلی خود را تا حد ممکن ناب و سودآور نمایند و در صورت لزوم، فرآیندها و کارکنان پیرامونی خود را هرس کنند.

مهندسی مجدد باید بسیار فراتر از صرف تغییر دادن و اصلاح کردن فرآیندها پیش رود: هدف «برعکس کردن انقلاب صنعتی است». سازمانها باید یک برگ کاغذ سفید به دست گیرند و فرآیندها را بر روی آن بنویسند تا بتوانند به نحوه ی مطلوب کسب و کار خود را تشخیص دهند. آنها سپس باید تلاش کنند تا نوشته روی کاغذ را به واقعیت تبدیل نمایند.

مهندسی مجدد برای مهارت ها و توانایی های بالقوه ی کارکنان شاغل در مرکز سازمان مزیت قائل می شود. این فرآیند همچنین باید سه حوزه اصلی مدیریت: نقش های مدیریتی، روش های مدیریتی، سیستم های مدیریتی را نوسازی کند.

 

 

بازاریابی رابطه محور                                 نوشته: رگیس مک کنا

بازاریابی رابطه محور به صورت یکی از مهمترین عوامل موفقیت شرکت ها درآمده است. حفظ مشتریان و بیشینه سازی ارزش حاصل از کل دوران عمر مشتری، برای درآمد و سودآوری بلندمدت شرکت جنبه حیاتی دارد.

نویسنده تأکید می کند که بازاریابی یک فعالیت شرکتی جداگانه و منفرد نیست. به گفته او، بازاریابی همه چیز است. دیگر جایی برای بازاریابی انبوه نیست، بلکه در دوران سفارشی سازی و ساخت مطابق نیاز فردی قرار داریم. فن آوری جدید این تحول را امکان پذیر می کند و به شرکت ها اجازه می دهد تا همگام با قدرت فزآینده ی مشتری و سرعت فزاینده ی تحول پیش روند.

به عقیده او تبلیغات یک طرفه دیگر به درد نمی خورد. شرکت ها باید با استفاده از آزمون ها، گروه های کاربر و سایر سازو کارهای بازخورددهی با مشتریان خود گفتگو کنند و این روش را«بازاریابی متکی بر تجربه» می نامد که بر پایه شناخت عمیقی از مشتری قرار دارد. مک کنا خریداران را به چهار دسته زیر تقسیم می کند:

*    نوآوران (innovators)

*    کسانی که زود محصول (early adopters) را می پذیرند.

*    اکثریت (majority)

*    تنبل ها (laggards)

برای شرکت ها شناسایی نوع مشتریانی که مورد هدفشان است، اهمیت دارد.

 

 

سوار بر امواج فرهنگ    نوشته: فونس ترومپنارس و چارلز همپدن ترنر

زمانی که فونس ترومپنارس در یک مدرسه دست اول مدیریت در ایالات متحده درس می خواند به فکر تفاوت های فرهنگی افتاد.

کتاب حاضر حاصل یک پژوهش مقداری دقیق و بیش از 900 سمینار در 18 کشور است. نکات اصلی مورد بحث در این کتاب عبارتند از:

x      پایه شناخت فرهنگ های دیگر، اگاهی از تفاوت های فرهنگی است؛

x      تفاوت های فرهنگی را می توان به نحو نظام مندی تجزیه و تحلیل نمود؛

x   نرمش پذیری، مقداری فروتنی و خلق خوش برای برخورد با سایر فرهنگ ها مورد نیاز است؛

x      اصلاح اختلاف فرهنگی و برقراری آشتی و صلح عالی ترین هنر مدیریتی است.

انسانها باید به دو نکته آگاهی داشته باشند:

اول اینکه آنها به فرهنگ خاصی تعلق دارند و برای انجام کارهای مختلف از روش های ویژه ای پیروی می کنند؛ و دوم، وقتی با کسی که دارای فرهنگ متفاوتی است معامله میکنند، باید آمادگی دریافت پاسخی به غیر از پاسخی که به آن عادت دارند را داشته باشند.

 

 

اوج و فرود برنامه ریزی راهبردی               نوشته: هنری مینتزبرگ

نویسنده نشان می دهد که چگونه تأکید زیاده از حد بر تجزیه و تحلیل داده های سخت، برنامه ریزی راهبردی را محدود می کند. برنامه ریزی باید آرمان خواه و آفریننده باشد.

برنامه ریزی متکی بر تجزیه و تحلیل است؛ راهبردسازی بر تلفیق (synthesis) و ترکیب اتکا دارد. برنامه ریزان راهبردی معمولا به اشتباه تصور می کنند که:

*    ناپیوستگی ها (discontinuities) قابل پیش بینی هستند؛

*    آینده شبیه گذشته است؛

*    راهبردسازی را می توان دارای اصول و ضوابط و قاعده مند (formalize) کرد.

آنها همچنین از عمل و واقعیت سازمان دور می افتند.

برنامه ریزان معمولا داده های سخت مربوط به صنعت، بازارها و رقبای خود را جمع آوری می کنند. ولی از داده های نرم (soft data) – نظیر شبکه های تماس، گفتگو با مشتریان، تأمین کنندگان و کارکنان غافل می مانند. تدوین (strategy formulation) راهبرد، تا کنون تحت سلطه منطق و تجزیه و تحلیل بوده است. این رویکرد گزینه ها را محدود می کند. شهود (intuition) و آفرینندگی باید به صورت بخشی از این فرآیند درآید.

 

 

کوچک زیباست                                         نوشته: ای. اف. شوماخر

نویسنده در این کتاب اصول و موازین اقتصادی سنتی غربی را مورد بررسی اساسی قرار می دهد و به این نتیجه می رسد که بزرگ همیشه بهترین نیست. بر طبق نظریه سنتی، سازمانهای اقتصادی باید تا حد امکان بزرگ باشند. او برعکس اعتقاد دارد که این سازمانها تنها باید به اندازه نیازهای واقعی اشان بزرگ باشند.

به عقیده شوماخر پیگیری بی رحمانه سود و پیشرفت به ناکارایی اقتصادی، تخریب محیط زیست، و محیط کار غیر انسانی منجر شده است. برای اصلاح این امور او پیشنهاد می کند تا از «فناوری متوسط» مبتنی بر واحدهای کاری کوچکتر، مالکیت اشتراکی، و نیروی کار و منابع محلی استفاده شود. به عقیده ای او استقرار واحدهای کوچکتر در سازمان بزرگتر به از بین بردن مسائل بالقوه مربوط به اندازه کمک می کند.

 

 

راهبرد و ساختار                                           نوشته: آلفرد چاندلر

تعیین اهداف و مقاصد بلند مدت یک مؤسسه اقتصادی، اتخاذ روش های عملی برای رسیدن به این هدف ها و تخصیص منابع لازم برای رسیدن به آنها را راهبرد می گوییم. شرکت باید نخست راهبرد مورد نظر خود را مستقر کند و سپس به جستجوی ساختار مناسب برای آن برآید.

به عقیده نویسنده ساختار باید تابع راهبرد باشد. در غیر این صورت، سازمان کارایی خود را از دست می دهد. ساختار بسیاری از شرکت ها تابع نیروهای بازار است: اعتقاد به اینکه تولید باید تابع بازار باشد، سازمانهای بزرگ را به سوی تحول به یک ساختار بخش بندی شده آزادتر سوق داد.

بزرگ شدن اندازه همچنین مالکین کسب و کارها را به استخدام نسل جدیدی از مدیران حرفه ای واداشت، زیرا مدیریت حرفه ای جریان محصول به مشتریان را مؤثرتر از نیروهای بازار هماهنگ می کند. سازمانها و مدیریت آنها به جای یک اقتصاد سرمایه داری کاملا آ زاد و زیر سلطه هوی وهوس های غیر قابل پیش بینی نیروهای بازار، به یک اقتصاد برنامه ریزی شده نیاز دارند.

 

 

نظریه توسعه اقتصادی                               نوشته: ژوزف شومپتر

این کتاب از آن دسته از نیروهای درون یک نظام اقتصادی را که موجب تحول درون زای آن نظام می شود، آشکار میکند. شومپتر فرآیندهای توسعه اقتصادی را از طریق «نظریه خرد» تبیین می کند. به عقیده او، مفاهیم کلی ایستایی که برای توضیح عملکرد اقتصادهای ملی ابداع شده اند، برای توضیح عدم تعادل های ناشی از تغییرات دوره ای این اقتصادها کافی نیستند. تغییرات دوره ای مذکور شامل نوسانات دوره ای اقتصاد و رشد اقتصاد می باشند. و ادامه می دهد که عنصر کانونی هر مفهوم کلی باید توسعه اقتصادی باشد، که تعادل موجود را به صورتی درون زا تغییر می دهد. بنابراین لازم است بین پدیده های ایستا و پویا تفاوت قائل شویم. ولی به گفته شومپتر، وظیفه سرمایه داری نه اداره ساختارهای موجود، بلکه تغییر آنهاست.

او مطالعه خود را بر پایه کار آفرینان نوآور قرار داد و از آنها برای ساختن عوامل «بزرگ مقیاس» نظیر انباشت سرمایه، بهره، سودهای شرکت «که به نام فرآیندهای پویا شناخته می شوند» استفاده کرد.

نظریه سازمان اجتماعی و اقتصادی                     نوشته: ماکس وبر

ماکس وبر متفکری مستعد و خوش قریحه و استاد اقتصاد سیاسی دانشگاه های فریبورگ و هایدلبرگ آلمان بود. کتاب بالا حاصل مطالعات فلسفی او در زمینه ماهیت اقتدار و نفوذ و نحوه ی انتقال آن است. او سه نوع اقتدار و نفوذ را مشخص کرد:

*   اقتدار فرهمندانه (charismatic) ، که بر پایه قابلیت های فردی یک رهبر و احترام او در میان پیروانش قرار دارد؛

*      اقتدار سنتی (traditional) که بر رسم و عادت اتکا دارد؛

*      اقتدار منطقی- قانون (rational .legal) که مبتنی بر قوانین عینی است.

به اعتقاد او، دیوان سالاری کارآمدترین روش اعمال مقررات قانونی است. مهمترین ویژگی دیوان سالاری غیر شخصی بودن آن است. این ویژگی بزرگترین نقطه قوت و در عین حال بزرگترین نقطه ضعف این نظام می باشد.

سازمان اجرایی برخوردار از دیوان سالاری ناب، از نقطه نظر فنی ناب، قادر به کسب بالاترین درجه کارایی است. این سازمان از این نقطه نظر، منطقی ترین ابزار شناخته شده برای اعمال کنترل ضروری بر موجودات انسانی است. این سازمان از نظر دقت، پایداری، شدت انضباط و قابل اعتماد بودن، سرآمد سایر شکل های سازمانی می باشد.

 

 

نظریه Z                                                   نوشته: ویلیام اوچی

عنوان فرعی این کتاب «چگونه کسب و کار آمریکایی می تواند با چالش ژاپنی مقابله کند» می باشد.  به عقیده اوچی یکی از تفاوت های اصلی شرکت های ژاپنی و غربی رویکرد خاص آنها در مدیریت کارکنان است. به ادعای او آن دسته از شرکت های غربی که رویکرد ژاپنی به کار گیرند و آن را با محیط کسب و کاری غربی سازگار نمایند، خواهند توانست کسب و کار خود را متحول کنند.

به عقیده اوچی موفقیت ژاپنی ها ناشی از چهار عامل است:

x      یک فلسفه بسیار قدرتمند شرکتی؛

x      یک فرهنگ شرکتی متمایز و مشخص؛

x      پرورش بلند مدت نیروی کار؛

x      تصمیم گیری بر پایه اجماع و توافق جمعی.

به ادعای او، نتیجه عوامل بالا جابه جایی کمتر کارکنان، افزایش تعهد نسبت به کار، و بهره وری بیشتر است؛ که هر سه مورد نقش مهمی در توانایی رقابت گری شرکت برعهده دارند.

تفاوت های شرکت های ژاپنی و غربی عبارتند از:

*    اشتغال تمام عمر، در مقابل اشتغال کوتاه مدت؛

*    ترفیع شغلی آهسته، در مقابل ترفیع شغلی سریع؛

*    مسیر شغلی غیر تخصصی، در مقابل مسیر شغلی تخصصی؛

*    سازوکارهای کنترل ضمنی، در مقابل سازوکارهای کنترل واضح و صریح؛

*    تصمیم گیری جمعی، در مقابل تصمیم گیری فردی؛

*    مسئولیت جمعی، در مقابل مسئولیت فردی.

به عقیده او صرف اتخاذ روش های ژاپنی توسط شرکت های غربی کافی نیست، بلکه آنها باید این روش ها را با شرایط خود سازگار کنند. او این مؤسسات را مؤسسات نوع Z نام می نهد و شرح مفصلی در مورد آن دسته از شرکتهای آمریکایی که به این وسیله خود را متحول کرده اند، ارائه می دهد.

 

 

موج سوم                                                      نوشته: آلوین تافلر

آلوین تافلر کار خود را به عنوان یک روزنامه نگار شروع کرد ولی با انتشار اولین کتاب خود به نام ضربه ی آینده در سال 1970 به شهرت بین المللی رسید. موج سوم ده سال بعد و انتقال قدرت ده سال پس از آن منتشر شدند.

منظور از موج سوم که در عنوان کتاب به آن اشاره شده، جامعه فوق صنعتی است که در اواخر قرن بیستم ظهور کرده و هنوز هم در حال شکل گیری است. این جامعه بعد از موج دوم، یعنی جامعه صنعتی به وجود آمد که خود ناشی از انقلاب صنعتی بود. جامعه صنعتی هم بعد از مرحله کشاورزی به وجود آمد که به عنوان موج اول شناخته شده است. هر موج جدید توسط توسعه فن آوری جدیدی ظاهر شد. بالاخره فن آوری الکترونیک موج سوم را به وجود آورد. توجه اصلی تافلر انتقال از موج دوم به موج سوم در جوامع پیشرفته است، گو اینکه البته حوزه احتمالی اصطکاک بین انسانهایی که در مراحل مختلف پیشرفت (شرایط امواج مختلف) قرار دارند و با هم همزیستی می کنند را هم مورد بررسی قرار می دهد. به نظر تافلر، صفت مشخصه موج سوم به جای تولید انبوه، سفارشی سازی انبوه است.

موج سوم موجب اضطراب و اختلاف و نیز سازماندهی جدید، ساختاربندی های جدید و برای بعضی نوزایی در مشاغل و فرصت های جدید خواهد شد. «کلان شرکت» به جای چسبیدن به یک وظیفه اقتصادی تخصصی به تدریج به صورت یک سازمان چند منظوره درمی آید و سازمان از طریق نیروهای پنج گانه زیر به سوی «بازتعریف» خود سوق داده می شود:

*    تغییرات حاصله در محیط فیزیکی؛

*  تغییرات حاصله در ترتیب نیروهای اجتماعی: امروزه فعالیت شرکتها تأثیرات بیشتری بر فعالیت سایر سازمانها نظیر مدارس ، انجمنها و ... دارد؛

*    تغییرات حاصله در نقش اطلاعات؛

*    تغییرات حاصله در سازمان دولت؛

*  تغییرات حاصله در روحیه: بتدریج اخلاقیات و ارزشهای سازمان و جامعه به هم نزدیکتر می شوند و شرکت به عنوان سرچشمه تأثیر اخلاقی شناخته می شود.

وبه طور کلی سازمان آینده به موازات مسائل سنتی به مسائل زیست محیطی، اخلاقی، سیاسی، نژادی، جنسی و اجتماعی نیز علاقه مند خواهد بود.

 

 

سیستم تولید تویوتا                                      نوشته: تاایچی اوهنو

در خلال 40 سال اخیر خودروسازان غربی مرتبا از یک بحران به بحران دیگر غلتیده اند. آنها همواره یک گام عقب بوده اند و هدفشان در این مدت دنباله روی از غول ژاپنی تویوتا بوده است. اوهنو در این کتاب دلیل کار غربی ها را تشریح کرده است.

سیستم تولید تویوتا به منظور کمک به آن شرکت برای مقابله با ایالات متحده توسعه یافت. کارگران خودروساز امریکایی نه برابر همتایان ژاپنی خود تولید می کردند. سیستم تویوتا بر خلاف آمریکایی ها که بر افزایش قیمت فروش تأکید می کردند، بر کاهش هزینه اصرار داشت. قیمت فروش در غرب به صورت حاصل جمع هزینه های واقعی و سود در نظر گرفته می شد. برعکس غربی ها، تویوتا معتقد بود که مصرف کننده قیمت را تعیین می کند. در نتیجه سود را حاصل تفریق هزینه ها از قیمت فروش می دانست. بنابراین به جای افزایش دادن قیمت فروش بر کاهش دادن هزینه ها تأکید می کرد.

به عقیده نویسنده شرکت باید به همراه تأمین کنندگان و مشتریان خود به صورت یک کل یکپارچه و پیوسته در نظر گرفته شود. طرح پنج پرسش «چرا؟» در هر مرحله، به شناخت مسائل و حل آنها قبل از حرکت آن به سوی مرحله بعد کمک می کرد.

بر فراز سازمان                                      نوشته: روبرت تاونسند

این کتاب مثل هر هجونامه ای ارزنده، نه تنها هتاک و به نحو شریرانه ای خنده آور است، بلکه مبتنی بر بینشی زیرکانه و عقل سلیم  و واقع بینی است. نویسنده جریان هولناک خفه سازی درست اندیشی شرکتی و جامعه شرکتی زمان خود را مورد تردید و اعتراض قرار می دهد.

دغدغه اصلی تاونسند کارکنانی اند که در ساختارهای نرمش ناپذیر سازمانی زندانی شده اند و قادر به بالفعل کردن تمام ظرفیت های بالقوه خود نیستند. او هیچ جایگاهی برای تزیینات و زرق و برق های دفتر مدیران و در واقع هر چیزی که باعث جدایی یک نخبه مدیریتی از کارگران معمولی شود، قائل نیست؛ و در نهایت، با توجه به موضوعات عمومی تر، نتیجه می گیرد که عملیات همه ی سازمان های بزرگ بر پایه فرضیات غلطی قرار دارند.

 

 

ارزیابی                            نوشته:تام کوپلند، جک مورین، تام کولر

نویسندگان ابزار لازم برای شناسایی منابع تولید ارزش و عوامل نابود کننده ی آن در یک شرکت، و حدود تأثیر هر یک از آن ها را در اختیار مدیریت قرار می دهند. آنها پس از پژوهش بازار سرمایه و انجام یک سلسله تحلیل های نظری بر روی داده های حاصل از آن، روش نقدینگی حال شده (تنزیل شده- دی سی اف) را معرفی می کنند. سپس نتیجه گیری های نظری و توصیفی خود را با تعداد زیادی مطالعات موردی از کسب و کار واقعی تکمیل می کنند.

 

 

نمایش نمایش چشمی اطلاعات مقداری                نوشته: ادوارد توفت

نمودارهای ترسیمی آماری جهت انتقال واضح اطلاعات پیچیده به طرف مقابل مورد استفاده قرار می گیرند. این اصلاعات از طریق واژه ها، اعداد و تصاویر منتقل می شوند. بنا به گزارش نویسنده، هر ساله چیزی بین حدودا 900 میلیارد تا 2 تریلیون تصویر از نمودارهای ترسیمی آماری تولید می شود، که نشانه ای از اهمیت این نمودارها می باشد.

به عقیده او کیفیت یک نمودار ترسیمی باید به اندازه ای باشد که بیننده را به تفکر در مورد محتوای ان وادارد و او را قادر نماید تا اندیشه های محتوایی آن را به وضوح و دقت و به گونه ای کارآمد بیان کند.

ثروت ملل                                                     نوشته: آدام اسمیت

آدام اسمیت در این کتاب شالوده های فلسفی سرمایه داری مدرن و اقتصاد مدرن بازار را بنیان می نهد. قضیه اصلی مطرح شده توسط او این است که در صورتی که دولت دخالت خود را به حداقل برساند حداکثر استفاده از سرمایه برای آفرینش ثروت فردی و ملی امکان پذیر می شود. به نظر او «دست ناپیدای رقابت» در بازار آزاد، سرزندگی فعالیت های اقتصادی و حداکثر منافع شهروندان یک ملت را تضمین می کند و تلاش های آگاهانه و عمدی به منظور بهتر کردن وضعیت یک ملت و جمعیت آن، به طور کلی محکوم به شکست است.

میراث آدام اسمیت برای مدیریت علمی مفهوم تقسیم کار بود: «تقسیم کار در هر پیشه موجب افزایش متناسبی در بازده تولیدی کار در آن پیشه می شود.»

همانطور که گری همل اظهار می کند: اسمیت بود که شالوده های فلسفی اقتصاد صنعتی را بنیان گذاشت.

 

 

اراده ی مدیریت کردن                                  نوشته: ماروین بوور

به اعتقاد ماروین بوور اعتماد سازی با کارفرماها برای موفقیت کار مشاوره جنبه حیاتی دارد. همین اصل اعتقادی بود که موجب موفقیت او شد. منافع کارفرما باید مقدم بر درآمدهای شرکت در نظر گرفته شود. در واقع اگر شما مراقب منافع کارفرما باشید، منافع شما مراقب خودشان خواهند بود.

همچنین استفاده از ارزش ها برای کمک به شکل دهی و هدایت یک سازمان فوق العاده اهمیت دارد. یکی از آن ارزش ها این است که توجه به فرد باید بر پایه شایستگی، توانایی و رهبری او قرار داشته باشد، نه بر پایه عنوان.

مک کینزی به جای استخدام مشاورین با تجربه، فارغ التحصیلان دانشگاه را استخدام می کرد، زیرا معتقد بود این افراد می توانند یاد بگیرند چگونه حل کنندگان مسئله و تحلیل گران خوبی باشند. این شرکت همچنین گروه های واقعی پروژه را توسعه داد، که برای ایجاد آنها بهترین کارکنان سازمان را از سرتاسر جهان گرد می آورد. سیاست های استخدامی روشن و ساده، و تحول از طریق تفویض اختیار، به آن شرکت برای حفظ استانداردهای حرفه ای عالی کمک کردند.

به گفته بوور در سال 1995 ،«هزاران تغییر در روش ها به وجود آمده ولی روش «دستور ده و کنترل کن» فرقی نکرده است. بسیاری از شرکت ها می گویند خواهان تحول هستند ولی آنها نیاز دارند تا به افراد زیر دست تفویض اختیار کنند.»

هدایت زیرکانه بوور موجب شد تا مک کینزی به صورت نخستین مؤسسه مشاوره جهان درآید. ساختار و روش مدیریتی مک کینزی خاص است زیرا هاله و جوی ایجاد کرده که بهترین بودن قطعی آن را دائما به دیگران القا می کند. این معجزه سازمانی توسط ماروین بوور آفریده شد.

+ نوشته شده توسط مریم فودازی در 86/03/27 و ساعت 21:33 |

management

صنعت پیشرو                             نوشته: جیمز مونی و آلن ریلی

به عقیده نویسندگان این کتاب سازمان یک پدیده عمومی است که استاندارد کلی زندگی را بهبود می بخشد. بین پیشرفت صنعتی مبتنی بر فنون مدیریتی نوین و فراوانی نعمت در کل جامعه ارتباط مستقیمی وجود دارد که در این راه تولید بدون توزیع، بی ارزش است بنابراین باید بر پیدا کردن بازارها و بهره برداری از انها تأکید کنیم. صنعت باید مشارکت افراد را در کسب و کار تشویق کند تا به این وسیله امکان ایجاد قدرت خرید و توسعه آن بوجود آید. همچنین دانستن این نکته که با سازمان چه می خواهیم بکنیم مهمتر از اندازه سازمان است.

نظریه مونی و ریلی در مورد سازمانها سه اصل را شناسایی می کند:

اصل هماهنگ کننده که به هماهنگی موثر منجر می شود؛

فرآیند سلسله مراتب که به تعریف وظیفه ای منجر می شود؛

اثر وظیفه ای که به وظیفه گرایی تشریحی منجر می شود.

 

 

انسان سازمانی                                         نوشته: ویلیام وایت

امریکای دهه 1950 هنوز از نظر خصوصی و عمومی فردگرایی خشن و بی ملاحظه را نشانه شخصیت امریکایی و سنگ زیر بنای موفقیت ملت می دانست. اما به عقیده وایت یک امریکایی معمولی در واقع منش و اخلاق اجتماعی جمع گرا داشت که در حال تبدیل او به انسان سازمانی بود. در نتیجه لازم بود که این واقعیت تشخیص داده شده و کاری در مورد آن انجام می شد. شرایط مورد تحلیل او تنها امریکا را تحت تاثیر قرار نمی داد بلکه معتقد بود که از فرآیند «دیوان سالار سازی ای» صحبت میکند که همه کشورها را تحت تاثیر قرار داده است که این اخلاق دیوان سالارانه یا جمع گرا بر پایه سه اصل کلیدی قرار داشت:

اعتقاد به اینکه گروه منبع خلاقیت است؛

 تعلق داشتن نیاز نهایی هر فرد است؛

دانش را باید به منظور رسیدن به تعلق داشتن مورد استفاده قرار دهند.

از همه مهمتر اینکه تشریح کرد که اصل اساسی مدیریت جدید این است که اهداف فرد و سازمان به یک هدف واحد تبدیل خواهند شد و در بخش  اهمیت وفاداری که موجب امنیت شغلی می شد و به نفع هر دو طرف مدیر و کارکنان بود، نتیجه گرفت که انسان سازمانی نه تنها باید کنترل را بپذیرد بلکه باید آنرا به صورت چیزی که گویی آنرا دوست دارد قبول کند.

گاهی به نظر می رسد که در دهه های 1950،1960،1970 هیچ مدیری به خاطر ارائه کار بی کیفیت یا بی تفاوتی در کار از کار برکنار نمیشد و واضح است که چنین محیطی به ندرت برای کارکنان خطرپذیر و پویا مناسب بود بلکه مشوق سربازان پیاده آهسته و پیوسته، کارکنانی محتاط و قابل اطمینان و در واقع نوعی انسان سازمانی بود که با همسر سازمانی اش زندگی میکرد.