تبليغاتX
دانشگاه علامه طباطبایی
عنوان مقاله: حکمرانی خوب مفهومی نو در مدیریت دولتی
نویسنده: مهدی صانعی
منبع: تدبیر - شماره 178 - 1385


چكیده

در سالیان اخیر، حکمرانی (حاکمیت) تبدیل به موضوعی داغ در مدیریت بخش دولتی شده است و این به‌واسط? نقش مهمی است که حکمرانی در تعیین سلامت اجتماع ایفا می كند. بدین جهت است که دبیر کل سابق سازمان ملل، کوفی عنان ابراز می دارد: حکمرانی خوب، احتمالا" مهمترین عامل در ریشه کن کردن فقر و عامل رشد و توسعه است. در اوایل ده? 1980، کمبود بودجه، انگیز? مهم انجام اصلاحات دولتی در بسیاری از نقاط جهان بود، كه این کمبود بودجه ناشی از فشارهای بین‌المللی، (مثل بانک جهانی) و یا ناشی از خود دولتهای ملی بود. از آن زمان تاکنون، بسیاری از دولتهای ملی وضعیت بودجه‌ای مناسبتری پیدا کرده اند. هر چند که هنوز نیاز است ارائ? خدمات بطور اقتصادی و کارآمد مدیریت شود، با این‌حال وجود انگیز? مالی برای انجام اصلاحات مدیریتی، ضعیف‌تر شده است. در حال حاضر، چالشهای دیگری بروز كرده و انگیزه‌ای برای انجام اصلاحات شده اند. یکی از این چالشها، نحوه ایجاد و شکل دهی حکمرانی خوب است .مقاله حاضر در پی شناسایی چارچوب و مفاهیم مرتبط با حکمرانی است.


روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم فودازی در 87/02/27 و ساعت 17:41 |

در تعريفي ساده مديريت را اگر علم حداكثر بهره وري از حد اقل امكانات بدانيم يعني علمي نيمي تئوريك و نيمي تجربي، مدير خود به خود تعريفشان مشحص خواهد شد كساني كه مي توانند حد اكثر بازدهي را در مجموعه اي با استفاده از دانش وسوابق مفيدشان بوجود بياورند مدير با تعيين اهداف و سنجش امكانات . انگيزه هاي رواني افراد مجموعه خود را تقويت مي نمايند تا به حد اكثر بهره وري ممكن نزديك شوند.

اما حكايت مديران ما در سالهاي اخير شايد زياد شباهتي به تعريف بالا نداشته باشد در واقع بهتر است براي آنها عنوان نا مدير را به كار برد تا به مديران واقعي تعريفي نشده باشد .

نامديران ما فاقد دانش و تجربه هستند ولي در عوض شبكه هاي مافيايي قدرت هنرپيشه هاي خوبي هستند آنها به خوبي چند نقش مختلف بازي مي كنند . در بعضي جاها،ليبرال، آزادي خواه و متجدد هستند ودر جاهاي ديگر سنت پرست محافظه كار وحامي افراطي وضع موجود هستند ، نا مديران بشتر از آنكه به فكر مجموعه زير دستشان ونفوذ در ميان آنها براي بهره وري و موفقيت باشند به فكر نفوذ در ميان بالا دست ها و به دست آوردن دل مقامات بالاتر براي رسيدن به مقعيت پستي بهتر هستند.

آنها در ربط دادن امور بي ربط به يكديگر استادند و چون از مجموعه تحت مديرت خود و موضوع آن چيزي نمي دانند وسر رشته اي ندارند و تنها به لطايف الحيل و به يمن روابط خصوص و خدمتگزاري هاي شخصي و زبان چرب ونرم ودر نهايت كار گزار حامي محترم بودن ، بر مسند مديريت نشته اند ، بنا براين به هر كسي كه دانشي در مورد مجموعه كاري آنان داشته باشد يا تجربه اي در آن مورد اندوخته باشد به شدت حمله ور مي شوند ، او را طرد مي كنند وبا چسباندن انواع اتيكت ها و بر چسب ها وتهمت ها از ميدان بيرون نموده وخانه نشين مي سازند.

مديران تمام تلاششان مشاركت كارمندان ومردم حوزه شان در امر تصميم گيري ها ست اما نا مديران تمام تلاششان معطوف به ايجاد فاصله ورهايي از دست مردم بخصوص آدم هاي پرسشگر يا به قول انها فضول است اينها اصولا بد پرسشند و اگر سئوالي از آنها پرسيده شود كه مدهي در ان نباشد يا مجيزي در ان نهفته نباشد چنان گره بر اخم ها مي اندازند و اوقاتشان زهري مي شود كه بلافاصله سئوال كننده را عامل مخرب ،مخالف پشرفت شهر وكشور و....مي نامند.

نا مديران چون موقعيت خودشان را مديون دستهاي پنهان مي دانند لزومي نمي بينند كه به دست ها يي كه با برگه هاي شكايت وتقاضا ودر خواست و.....به طرف آنها دراز ميشود هيچ اعتنايي کنند انها علف هاي هرزي هستند كه بركشته واقعي چيره شده اند.

عملكرد نا مديران انقدر‌(سوپر مثبت ) است كه خلايق از آن به شگفت مي آيند آنها به خاطر خدماتي كه انجام نداده اند پاداش مي گيرند. به خاطر توفيقي كه نداشته اند تشويق مي شوند و به خاطر بودجه اي كه هدر داده اند ترفيع مي گيرند.

نا مديران هيچ گاه براي ديدن ارباب رجوع وقت ندارند زيرا هميشه جلسه دارند وتازه جلسه ها هم كه تمام شود بايد به ماموريت بروند آنها آنقدر سرشان شلوغ است كه نوشيدن يك استكان چاي برايشان يك ساعت وقت مي گيرد!

وتازه اگر بعد از طي (هفت خوان رستم به اضافه سفارش يك آشنا ) توانستي لحظه اي روي مبارك آنها را زيارت كني مي بيني با صداي بلند و از موضع قدرت به تو پاسخ مي دهند.

آنها فراموش كرده اند كه مردم ولي نعمتشان هستند واز مالياتي كه همين مردم مي دهند حقوق مي گيرند اما اگر بخت يارشان نكرد ونتوانستند در ترافيك روابط قدرت وثروت، حامي محكمي بيابند يا چاپلوسي وتملق موثر واقع نشد يا شير پاك خورده اي مدير ارشد انها شد و متوجه ريا كاري صادقانه آنها شد وشجاعتي نمود وبر كنارش كرد ..آن هنگام كه سر افكنده وخجل به سوي خود مي روند يادشان مي افتد كه شهري داشته اند و قومي و باز حيلتي نو ساز مي كنند كه واحسرتا : ما و قوم شهر ما عقب افتاده اند قافله پيشرفت و امكانات ندارد و بودجه و مديريت و ...

آنها هنگامي به ياد شهر و قومشان مي افتند كه براي صعود از شهرستان به مركز استان از معاونت به رياست  از رياستي به رياست ديگري احتياج به پله و نردبان داشته باشند گونه هاي سرخ و سفيد فرزندان  نا مديران ، پاترولي كه سوارش مي شوند ، خانه اي كه در آن سكني مي گزينند ، بليتي كه با آن به مسافرت مي روند همه و همه به قيمت زردگونگي و تكيدگي و بيماري و عرياني وعدم درس خواندن  به واسطه عدم استطاعت مالي صدها كودك رنجور در حوزه هاي مديريتشان تمام مي شود . باور نمي كنيد سري به گوشه و كنار كشور ، اصلاً سري به لالي و انديكا و كفه و دشتگل و هفت شهيدان و گلگير و .... نه نزنيد سر نزنيد تا دست كم زخم هاي كهنه تان سرباز نكنند .

ويژه نامه مردم سالاري، جعفري شهني

+ نوشته شده توسط مریم فودازی در 87/02/26 و ساعت 11:34 |

آنچه پیش روی شماست، شرحی بر مباحث دولت خوب،حاکمیت خوب می باشد که جهت مطالعه علاقه مندان جمع آوری و تألیف گردیده است.

 


 

سازمان‌ها و افراد مختلف براساس نوع نگرش و نگراني‌هاي خود، تعاريف متعددي از حكومت‌داري خوب ارائه كرده‌اند كه هر يك بيانگر بخشي از اين مفهوم است.

قبل از بررسي تعاريف موجود در اين زمينه شايد تعريف واژه حكومت‌داري ضروري باشد.

براساس تعريفي كلان، حكومت‌داري عبارت است از فرآيندي كه به واسطه آن موسسات دولتي به اداره امور عمومي مي پردازند، منابع عمومي را مديريت كرده و از حقوق افراد جامعه حمايت مي‌كنند (www.unhchr.ch) و بنا به تعبيري ديگر حكومت‌داري عبارت است از شيوه به كارگيري قدرت در مديريت توسعه اقتصادي و اجتماعي كشور.

در تعريف اخير حكومت‌داري مستقيما با مديريت فرآيند توسعه پيوند مي يابد و بخش عمومي و خصوصي را به طور توام دربر مي گيرد

 

روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم فودازی در 87/02/24 و ساعت 15:36 |

http://allametabatabaee.blogfa.com

خلاصه ای از فصل سوم کتاب مدیریت دولتی نوین،نوشته آون هیوز

 

مقدمه:

گفتگوی این فصل در این باب است که مدل نوینی از مدیریت دولتی با اثربخشی، جانشینی اداره امور سنتی شده است و در آینده، بخش دولتی در تئوری و عمل، ضرورتا مدیریتی خواهد شد. لیکن مسائل بالقوه رویکرد جدید را باید شناخت و برای آنها راه حل ارائه داد. به هر حال، بازگشت به مدل سنتی اداره امور، احتمال چندانی ندارد در حالی که ممکن است مسائلی فراراه آن باشد و خطراتی را پدید آورد، منافع آن بسیار بیش از هزینه های آن به نظر می رسد.

مدیریت دولتی به معنای پذیرش گسترده و نسنجیده روشهای بخش خصوصی نیست، بلکه به این معناست که یک مدیریت دولتی متمایز و مشخص باید تدوین شود.

 

وظیفه های مدیریت دولتی:

*    استراتژی:

1- تعیین هدفها و اولویتهای سازمان ( بر اساس پیش بینی محیط بیرونی و توانایی های سازمان )

 2- تدوین برنامه های عملیاتی ( برای دست یافتن به هدفهای ذکر شده )

*    مدیریت مؤلفه های درونی

3- سازماندهی و تأمین نیروی انسانی (در سازماندهی، ساختار و دستور العمل پدید می آورد. در تأمین نیروی انسانی، افراد را در پستهای کلیدی جای میدهد.)

4- هدایت کارکنان و نظام مدیریت منابع انسانی (این سرمایه انسانی ظرفیت عملیاتی سازمان برای دستیابی به اهداف است)

5- کنترل عملکرد (نظام های اطلاعاتی مثل بودجه، حسابها، گزارشها، سیستم های آماری و ازریابی عملکرد به مدیران در تصمیم گیری کمک زیادی میکند.)

*    مدیریت مؤلفه های بیرونی

6- ارتباط با واحدهای بیرونی (یعنی مدیران عمومی سایر واحدهای سازمانهای بزرگتر)

7- ارتباط با سازمانهای مستقل (اداراتی از سایر شاخه ها یا سطوح دولت، صاحبان منافع و مؤسسات خصوصی)

8- ارتباط با رسانه ها و مردم ( که اقدامات، تاییدات و رضایت آنها مورد نیاز است)

از دها 1980 که که اصلاحات متعددی به اجرا در امده، هر سه وظیفه عمومی آلیسون توسط کارکنان بخش دولتی انجام می شود، کاری که اکنون واقعا انجام می شود، بیشتر مدیریتی است تا اداره امور.

 

آغاز یک رویکرد مدیریت:

در بیشتر سالهای قرن بیستم، ساختارها و سبک های مدیریت در بخش های خصوصی و دولتی تفاوت چندانی باهم نداشتند. شرکت های بزرگ، مثل ادارات دولتی، سلسله مراتبی بودند و از اصول وبر پیروی می کردند. از دهه 1950 است که انعطاف ناپذیری بوروکراتیک در بخش خصوصی مسأله ساز می شود.

نمی توان دقیقا گفت که در بخش دولتی این نگرانی چه زمانی بوجود آمد که این بخش عقب مانده است اما مثل بخش خصوصی، بوروکراسی نخستین حوزه ای بود که مورد توجه قرار گرفت. اما حتی اگر کاهش مشروعیت از دهه 1950 شروع شده باشد، از دهه 1980 دولتها باور کردند که نظام اداره امور سنتی در مقایسه با بخش خصوصی شکل کارامدی برای خدمات نیست و لذا ایجاد تغییراتی را آغاز کردند.

یکی از نقاط شروع گزارش فولتون در سال 1968 در انگستان بود. اما کار او را باید به عنوان آغاز تلقی کرد نه کوششی جدی به دمیدن اصول مدیریت. در ایالات متحده نیز این حرکت با قانون اصلاح خدمات دولتی شروع شد.

 

مدیریت دولتی نوین

تئوری ها نشان میدهد که پیدایش مدیریت دولتی نوین پرداختن به کاهش هزینه ها بوده است و در واقع دلیل ازسکه افتادن مدل قدیمی اداره امور، این است که دیگر کارایی نداشت.هود نیز در مورد فراگیر شدن مدل نوین 4 دلیل ذکر میکند:

مد رایج؛ سماجت؛ جمع اضداد؛ پاسخ به مجموعه ای از شرایط اجتماعی ویژه

 

برنامه اجرایی مدیریتی:

سازمان همکاری اقتصادی و توسعه مدعی است که بیشتر کشورها برای بهبود تولید و توزیع کالا و خدمات دولتی دو مسیر را طی میکنند:

1- افزودن عملکرد تولید سازمانهای دولتی از طریق بهبود منابع انسانی، استفاده از تکنولوژی اطلاعات، بهبود پس خوراند از مشتریان و تأکید بر کیفیت خدمات، نزدیک کردن تصمیمهای عرضه و تقاضا (مثلا از طریق دریافت هزینه از مصرف کنندگان).

2- استفاده بیشتر از بخش خصوصی به منظور ایجاد یک نظام تدارکاتی باز،کارامد و رقابتی برای واگذاری تولید کالاها و خدمات دولتی به دیگران از طریق انعقاد قرارداد و پایان دادن به انحصار یا سایر حمایتها از تأمین کنندگان.

 

هود برنامه مدیریتی یا مدیریت دولتی نوین را تشکیل یافته از هفت نکته اساسی می داند:

1-   استفاده از مدیریت حرفه ای در بخش دولتی

2-   معیارها و اندازه گیری صریح عملکرد

3-   تأکید بیشتر بر کنترل برون داد

4-   حرکت به سمت جداسازی واحدها در بخش دولتی

5-   حرکت به سوی رقابت بیشتر در بخش دولتی

6-   تأکید بر سبکهای مدیریت بخش خصوصی

7-   تأکید بر انضباط

 

به طور خلاصه برنامه اجرای مدیریتی شامل 4 نوع تغییر است:

*  توجه به برون دادها (تعیین استراتژی، تدوین برنامه اجرایی،تجزیه به برنامه ها و فعالیت های کوچکتر، اندازه گیری عملکرد، ارزیابی

*    تغییر در درون دادها (تغییر در درون دادها هدفشان بهبود مشوق ها و در نتیجه، عملکرد است

*  کاستن از دامنه دولت (از طریق خصوصی سازی گسترده، واگذاری انجام کارهای دولت بوسیله قرارداد، ایجاد رقابت در مناقصه ها)

*  ارتباط با سیاستمداران و مردم (هیچ فرمول واقعی برای برقراری ارتباط میان سیاستمدار و مدیر وجود ندارد؛ ارتباط با مردم یعنی پاسخگویی مستقیم به آنها و توجه به مشتری)

 

 

 

 

 

 

Public Policy and Local Public Management Consulting for the Age of Decentralization and Autonomy

In the public sector, INTAGE engages in public policy and regional public management consulting for the age of decentralization and autonomy. Our activities encompass every step of the planning process from the conduct of fact-finding surveys and the formulation of basic concepts to project plan formation, the design and development of information systems, and project management consultation.
Social Marketing

A New Current in Public Management
(Public Administration Evaluation, Public Administration Marketing, Regional Computerization)

( www.intage.co.jp/.../marketing/social/index.html

 

+ نوشته شده توسط مریم فودازی در 86/12/24 و ساعت 16:11 |

چالشهايي که مديريت دولتي با آن مواجه است کدامند؟

 1- گسترش حرفه اي کردن مديريت دولتي، پاسخي به چالش جهاني شدن است. حرفه اي شدن ، استانداردهاي نهادي و اخلاقي را در خدمات عمومي در سطح جهاني وارد مي کند. همچنين، در حالي که از مهارتهاي فني و سازمانهاي نخبگان فرامليتي مي آموزد، اشتباهات جهاني سازي آنهارا نيز آشکار مي کند. افزايش جهاني شدن و شکست بازار، دخالت بيشتر را مي طلبد. مديريت دولتي حرفه اي بايد براي اقدامات اينده آماده باشد.

 2- جهاني شدن، افزايش خصوصي سازي را که فرصتهاي بيشتري براي فساد به وجود مي آورد، در پي دارد . فساد، منابع اجتماعي را به سوي فعاليتهاي غير کارآمد، غير اخلاقي و غير قانوني گرايش مي دهد. همچنين، با مباني سلامت جامعه به چالش مي پردازد و اعتماد شهروندان را به رهبري و مشروعيت نظام از بين مي برد. خصوصي سازي بر اساس بازار استوار است، نظريه انتخاب عقلايي فردگرايي در جستجوي به حداکثر رسانيدن منفعت خود با هر هزينه اي براي اجتماع محلي و جامعه است. چنين فلسفه اي رفتاري و قانونمندي، منافع فردي را بالاتر از منافع اجتماع محلي و جامعه قرار مي دهند. اين نکته دقيقا" همان چيزي است که جهاني سازي شرکتهاي فرامليتي سعي در بهبود آن دارند تا يک فرهنگ بازار مصرف جهاني که فرهنگ ملي را به فرهنگ جهاني نزديک مي کند، به وجود آورند. اين فرهنگ صنفي تا حدي از طريق مديریت منابع انساني فرهنگ صنفي تا حدي از طريق ميريت منابع انساني اداره مي شود که بسياري از آنها با فرهنگ اجتماعي و محلي و ملي مغايرت دارند. مديران دولتي بايد در برابر مفاهيم رفتار مبتني بر بازار، با شهروندان فقط به عنوان مصرف کنندگان و پائين آورندگان در حد کالاهاي بازار مقاومت کنند.

 3- جهاني شدن به سوي بهبود نخبه گرايي و تقويت نخبگان (تجاري، سياسي، نظامي و مديريتي) که بيشتر آنان در مقام " حاميان" يا عاملان شرکتهاي فراملتي عمل مي کنند، گرايش دارد. منافع شغلي و شخصي اين "سربازان جهاني" به طور کلي منافع اجتماعي محلي و ملي را تحت الشعاع قرار مي دهد. آنان در عمل "مزدوران صنفي" مي شوند و فرهنگ امپرياليسم را بهبود مي بخشند. مردم کشورهاي کمتر توسعه يافته با اين نخبگان چابلوس که يکشبه به هزينه ميليونها به قدرت و ثروت مي رسند، آشنا هستند. به سبب اينکه حکومتهاي حامي جهاني سازي، به طور فعال، در جهاني شدن صنفي از طريق اعمال برنامه هاي مشارکت خصوصي- عمومي، با مؤسسات جهاني، درگير هستند، مديران دولتي و مشاوران اداري با کاربرد اين جنبه جهاني شدن چالش دارند. بسياري از نخبگان در کشورهاي کمتر توسعه يافته، رژيم هايي را اداره مي کنند که حقوق بشر شهروندان خودشان را زير پا مي گذارند، مشاوران امريکايي، اغلب سلطه اين نخبگان بروکرات (هم کشوري و هم لشکري) را در کشورهاي کمتر توسعه يافته، روي جامعه اشان افزايش مي دهند.

 4- جهاني شدن با حذف کنترل محلي و بي ارتباط ساختن مشارکت شهروندان و مديران دولتي محلي در تصمصم گيريهاي مهم مؤثر بر زندگي مردم، اجتماعات محلي و روحيه عمومي را تهديد ميکند. همچنان که مؤسسات جهاني، يکشبه براي مکانهاي داراي سودآوري بيشتر اقدام مي کنند. توانايي حکومتهاي محلي براي پيش بيني مباني درآمد از بين مي رود، مديران دولتي بايد سعي کنند با انعقاد قراردادهاي بلند مدت براي رويارويي با شرکتهاي جهاني، اين شرايط نامطمئن را به حداقل برساند. همچنين ، بايد احساس اجتماع محلي را به وجود آورند و شهروندان را به امر مشارکت تشويق کنيم و ارزشهاي شهروندي و منافع اجتماعي محلي / عمومي را به طور متوازن در برابر منافع فردي تقويت کنند.

 5- در مديريت دولتي و رشته هاي مربوط (از جمله در رشته هاي فرعي اداره امور تطبيقي، و بين المللي)، انفجار دانش وجود دارد . رشته فرعي جديد جهاني شدن نيز اکنون وجود دارد و انسجام در بررسي هاي مديريت دولتي از ديدگاههاي تطبيقي، بين المللي، و جهاني ضروري است. اعضاي انجمن مديريت دولتي امريکا سعي دارند تا درجهت توليد مواد و مطالبي در زمينه تأمين دانش مديريت به سراسر جهان تلاش جديدي را عهده دار شوند. دست اندرکاران امور دولتي با عرضه نيازهاي مطالعاتي، آگاه مي شوند و احتمالا" مديران بهتري براي آينده "دهکده جهاني" خواهند شد.

 6- يادگيري بيشتر درباره مديريت دولتي از ديدگاه تطبيقي، چشم انداز جهاني ما را وسعت مي بخشد. دانشجويان و دانشمندان امريکايي مي توانند ديدگاه جهاني حرفه اي و شخصي خود را با توجه به زيربناهاي فرهنگي، نهادي و مذهبي فرهنگهاي اداري کشورهاي کمتر توسعه يافته (که بعضي از آنها فرهنگ و ميراث حکومتي غني دارند) گسترش دهنده جهاني شدن با سنت قوم گرايي و محدوديت فکري مديريت دولتي امريکايي به چالش بر مي خيزد و نظريه دوگانگي "اداره " و "خط مشي" را درهم مي ريزد. همچنين، فرصتهاي امني را براي مشاوره و استفاده از شيوه مديريت عمومي مربوط به شرکتها در کشورهاي کمتر توسعه يافته، تأمين مي کنند . يادگيري در مورد ساير مردم، فرهنگها و مديريت دولتي، به "انفجار دانش" بيشتر کمک مي کنند. سنتهاي اداري غني اي در سراسر جهان وجود دارند که امريکائيان ارائه نکرده اند. مثالهاي آن عبارت اند از : نظامهاي مديريت دولتي اسکاندنياوي شوروي. به همين ترتيب، آمريکائيان و ساير شهروندان جهاني مي توانند درباره مديريت دولتي از ديگر نظامهاي بومي بياموزند. مطالعات تطبيقي حکومت و مديريت دولتي، چيز تازه اي نيست و تاريخ طولاني سنتي آن به زمانهاي قديم بر مي گردد. تأکيد مطالعات تطبيقي براي بررسيهاي جهاني اداري بايد در قرن بيست و يکم در دستور کار قسمت اداره امور تطبيقي و بين المللي انجمن آمريکايي مديريت دولتي قرار گيرد.

 7- شهروندان حرفه اي جامعه جهاني، فرصت و مسئوليت دارند تا آنچه را در گوشه و کنار جامعه جهاني حادث مي شود، ببينند و بيازمايند. بسياري از مسائل وجود دارند که ذات آنها مورد چالش است، از جمله شرايط و محروميت فقرا، دستمزد ناچيز، شرايط کار نامناسب در کارخانه هاي جهاني، تخريب محيط زيست، گرم شدن کره زمين، و نابرابري و بي عدالتي، با توجه به اينکه مديران دولتي، با تصميم گيري مي توانند در شهروندان اثر بگذارند و تفاوت به وجود آورند، لذا بيداري وجدان از مسائل جهاني (اعم از مثبت يا منفي)، لازم و حائز اهميت است. اين مديران مي توانند صداقت نخبگان را مورد سؤال قرار دهند؛ مخالف استثمار باشند و در برابر رفتار غير دمکراتيک و ناعادلانه و رفتارهاي نا برابر در سراسر جهان مقاومت کنند. در دهه 1980، مديران دولتي نقش قاطعي را در مبارزات موفقيت آميز جهاني عليه رژيم آپارتايد آفريقاي جنوبي ايفا کردند. بيدار شدن چنين وجدان جهاني مي توانند در برابر نيروهاي تخريب جهاني شدن و نخبگان جهاني در زمينه هاي مختلف، چالش آور باشد. شبکه اينترنت و ساير وسايل ارتباطي مي توانند به مديران در برقرار شدن ارتباطات جهاني با همکاران حرفه اي در ساير نواحي، کمک کنند.

 8- مديران دولتي بايد در مقام محافظان "منافع اجتماعي جهاني" در کشورهاي کم و بيش توسعه يافته، مسئوليت جهاني داشته باشند تا بطور اخلاقي و هماهنگ عمل کنند. آنان بايد در هر زمان و در هر سطحي فساد را بر ملا سازند و با آن مبارزه کنند. سياست مداران و افرادي که به ستمهاي سياسي منصوب مي شوند، صاحب منسبان عالي رتبه موقتي هستند که بسياري از انان با نخبگان صنفي جهاني ارتباط مالي و شخصي دارند . آنان مستعد آلودگي به فساد و سوء استفاده از اختيارات خود هستند.

 9- جهاني شدن، به دولت و مديريت دولتي خاتمه نمي دهد. يک چالش جديد وجود دارد که قلمرو تحقيق، عمل و آموزش مديريت دولتي را وسيع تر مي سازد و با جهاني شدن و تفوق بر نظام جهاني، مديريت دولتي، تازه به مرحله جديد تمدن انساني با آينده اي دو وجهي، هم روشن و هم تاريک، وارد شده است. ما اميدواريم که موفقيت از آن همه باشد.

 

برگرفته از وبسایت پایگاه اطلاعات صنعتی ایران

مترجم/نویسنده : رضا طالبی ، محمد محمدی mohammadi@vic.ir

 

+ نوشته شده توسط مریم فودازی در 86/12/21 و ساعت 14:11 |