تبليغاتX
دانشگاه علامه طباطبایی

 

امروزه اهميت اطلاعات و اطلاع رساني بر كسي پوشيده نيست. اطلاعات بعنوان منبع اصلي قدرت و تسلط بر ديگران نقش مهمي را برعهده دارد. يكي از اساسي ترين و حياتي ترين كاربردهاي اطلاعات را مي توان در زمينه هاي مديريت مشاهده كرد. به‌كارگيري اطلاعات صحيح ، دقيق و بموقع در تصميم گيري ها ، برنامه ريزي ها و ديگر مسايل مديريت مي‌تواند در نوع سرنوشت سازمان بسيار موثر باشد . در عصر دانش كنوني، گسترش و پيچيدگي سازمان‌هاي تخصصي سيستم‌هاي مديريت سنتي را غيركارآمد ساخته و ابزار نوين و كارآمد امروز چيزي به جز سيستم هاي اطلاعات مديريت نيست.

سيستم‌هاي اطلاعات مديريت ، سيستم‌هاي رسمي و غير رسمي كه اطلاعات قديم ، حال و مربوط به آينده ، بصورت كتبي و شفاهي  ، مرتبط با عمليات داخلي سازمان و محيط آن فراهم مي سازد و سپس به‌وسيله اطلاعات فراهم شده در چهارچوب زماني مقتضي به‌منظور به‌كاربردن در تصميم گيري از مديران ، پرسنل و اجزا كليدي محيط پشتيباني مي كند.

اجزاي سيستم هاي اطلاعات مديريت را مي توان به صورت زير تقسيم بندي كرد:  

*       مديريت سيستم‌هاي اطلاعاتي

*       سيستم‌هاي پردازش

*       اطلاعات

...

روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم فودازی در 87/02/30 و ساعت 15:4 |

 

سيستم‌هاي اطلاعات مديريت MIS

 

رسول زوارقي

دانشجوي كارشناسي ارشد علوم كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه شهيد چمران اهواز

منبع: http://www.irandoc.ac.ir/

 

چكيده

اين مقاله سيستم‌هاي اطلاعات مديريت MIS را پوشش مي دهد. از آنجا كه MIS تركيبي از سه پديده سيستم ، اطلاعات و مديريت مي‌باشد ابتدا اين موارد را بررسي ميكند. به علت تأثيرات قابل توجه سيستمهاي اطلاعاتي بر روي MIS   مبحث ديگر مقاله،  درباره آن مي‌باشد. متخصصان اطلاعاتي شامل تحليل‌گر سيستمها، مديران پايگاههاي داده، متخصصان شبكه، برنامه‌نويس ها و اپراتورها در قسمت بعدي بررسي شده است. بعد از بررسي اجزاي MIS به سيستم‌هاي اطلاعات مديريت در حالت كلي پرداخته مي‌شود.سيستمهاي پشتيباني تصميم(DSS) ، تأثيرات هوش مصنوعي و سيستم‌هاي خبره بر روي اين سيستم‌ها ديگر مبحث مقاله مي باشند. آخرين قسمت نتيجه گيري، همراه با ذكر بعضي نظرات در باب مزايا و معايب كنترل از طريق نرم افزار و گسترش آن در عصر اينفوكراسي يا اطلاع‌سالاري مي باشد.

 


مقدمه

موضوع اين بحث مقاله سيستم اطلاعات مديريت مي باشد سيستم اطلاعت مديريت به معني مديريت برپايه اطلاعات مي باشد همانطور كه مي دانيم براي مديريت درقرن 21 نمي دانيم از دوعامل چشم پوشي كنيم:

1-استراتژي رقابت؛ و 2-كاهش هزينه ها،  كه خوديك سياست رقابت صادراتي مي باشد.براي لحاظ كردن اين دواستراتژي به كاربردن سيستم هاي اطلاعات مبني برفن آوريهاي اطلاعت وارتباطات ضروري مي نمايد.

مديران امروز، باانبوهي اطلاعات روبرو هستند. اطلاعاتي كه به عنوان داده هاي سيستم بايستي پردازش گرديده وقابل فهم وتميرو نگهداري وبازيابي گردد. از طرف ديگرسيستم هاي مديريت وابزارهاي كنترل درطول زمان تغييرات زيادي پيدا كرده اند اين تغييرات رامي توان درچهارزمينه كلي عنوان كرد:1-كنترل سنتي  2-كنترل بروكراتيك  3-كنترل كاريزماتيك  4-كنترل اينفورماتيك .

درساختاهاي سنتي فئودالي، كنترل ازطريق سنت، ادراك واعمال مي شد، مقامات كنترلي به طورسنتي وموروثي به نسلهاي بعدمنتقل مي گرديد وجامعه نيزاين نوع ساختار كنترلي راچون سنت بود مي پذيرفت وبدان گردن مي نهاد. دروضعيت كاريزماتيك، كنترل از طريق رابطه بين رهبرو پيروان اعمال مي گرديد. دراين حالت، رهبران كاريزما، شيوه عمل را انتخاب مي كردند وپيروان نيزازآنها تبعيت مي كردند زيرا آنها را قبول داشتند. دربروكراسي، كنترل درساختارسازماني تعبيه مي شد، ساختاري كه برقانون ومقررات استوار بود وجنبه غيرشخصي داشت وتبعيت از آن الزامي بود. دراينفوكراسي، كنترل ازطريق نرم افزارها اعمال مي‌شود. مجموعه دانشها وآگاهيهاي تخصصي، بسياررشد كرده است واينفوكراسي مي تواند هرنوع اطلاعاتي راازطريق شبكه هاي الكترونيكي بدست آورد. ازسيستم هاي خبره، استفاده كند وبه تمامي دانشهاي تخصصي وحرفه اي مجهز شود (زاهدي 1380،123).

باتوجه به ويژگي خطيرسيستم هاي اطلاعاتي مديريت، مديراين سيستم ها هم ارزش بسيار زيادي برخوردارند. دامنه حقوق پراختي به اين افراد درآمريكا ساليانه 100000تا 300000 دلاراست (مومني 1372،32). عملاً كارمدير سيستم اطلاعات مديريت ارائه گزارشات روزآمد واطلاعات مفيد به مديرشركت يا موسسه براي برنامه ريزي هاي آينده وتصميم گيري مي باشد اين مدير براي گردآوري داده ها وپردازش آنها نياز به سيستم هاي اطلاعاتي ورايانه‌اي وحتي سيستم هاي خبره مي باشد پس مديريت سيستم هم بايد ديد مديريتي وسيستمي داشته واز امكانات سيستم هاي اطلاعاتي وفن آوري اطلاعات استفاده كند كه لازمه اين استفاده، دانش سوادرايانه‌اي وسواد اطلاعاتي مي باشد.

درباره بوجود آوردن چارچوب برنامه‌ريزي مديريت كتابخانه كه بر اساس مفهوم سيستم‌هاي اطلاعات مديريت پي‌ريزي شده باشد، كارهايي توسط همبرگ و ديگران[1](1978) انجام گرفته است. آنها چارچوبي بر خدمات و مفاهيم كتابخانه ارائه دادند كه بر اساس مسائل تصميم گيري ممكن در كتابخانه و بحث درباره عناصر داده‌هاي مورد نياز براي پشتيباني از چنين تصميماتي شكل گرفته بود. بومر و كروبا (1983) شش حوزه كليدي اخذ داده‌هاي مورد لزوم براي تصميم‌گيري مديريت را شناسايي كرده‌اند. اين حوزه‌ها عبارتند از: مجموعه‌گستري خدمات فني، خدمات مرجع و كتابشناختي، دسترسي مجموعه، دسترسي امانت بين كتابخانه‌اي و امكانات فيزيكي. بطوركلي مي‌توان گفت كه گزينش عناصر داده‌ها و انتخاب روشي بر گردآوري آنها هسته سيستم اطلاعات مديريت كتابخانه مي باشد(Kraft,Boyce 1991, 138,144

روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم فودازی در 87/02/30 و ساعت 15:0 |

عنوان مقاله: شبكه های عصبی و الگوریتم های ژنتیك در تجارت
نویسنده: دكتر حمید رضا جعفریه - نگارمعتمدی - الهه ملایی
منبع: تدبیر - شماره 177 - 1385

چكیده

در عصر حاضر در بسیاری از موارد ماشین ها جایگزین انسانها شده اند و بسیاری از كارهای فیزیكی كه در گذشته توسط انسانها انجام می گرفت امروزه توسط ماشین ها صورت می گیرد . اگرچه قدرت كامپیوترها در ذخیره، بازیابی اطلاعات و اتوماسیون اداری ،..... غیر قابل انكار است، اما همچنان مواردی وجود دارد كه انسان ناچار است خودش كارها را انجام دهد. اما به طور كلی ، موارد مرتبط با ماشین شامل سیستم هایی است كه در آن به علت ارتباطات پیچیده بین اجزا، مغز انسان از درك ریاضی این ارتباطات قاصر است . مغز انسان به مرور زمان با مشاهده توالی رفتارهای سیستم و گاه آزمایش نتیجه ای كه بر اثر دستكاری یكی از اجزای سیستم به دست می آید تا حدی می تواند عادتهای سیستم را شناسایی كند . این روند یادگیری بر اثر مشاهده مثالهای متنوع از سیستم ، به كسب تجربه منجر می شود. در چنین سیستم‌هایی مغز قادر به تجزیه و تحلیل داخلی سیستم نیست و تنها با توجه به رفتارهای خارجی، عملكرد داخلی سیستم را تخمین می زند و عكس العملهای آن را پیش بینی می كند.
چگونگی اداره حجم انبوه اطلاعات و استفاده موثر از آنها در بهبود تصمیم گیری ، از موضوعات بحث برانگیز در عصرحاضر است. یكی از مسائل مهم تحقیقاتی در زمینه علوم كامپیوتر، پیاده سازی مدلی شبیه به سیستم داخلی مغز انسان برای تجزیه و تحلیل سیستم های مختلف بر اساس تجربه است .در این راستا شبكه های عصبی یكی از پویاترین حوزه‌های تحقیق در دوران معاصر هستند كه افراد متعددی از رشته های گوناگون علمی را به خود جلب كرده است .استفاده از شبكه‌های عصبی و الگوریتم های ژنتیك در حل مسائل پیچیده كاربردی این روزها بیش از بیش رواج یافته است . در این مقاله پس از معرفی اجمالی شبكه های عصبی و الگوریتم های ژنتیك، ارتباط وسهم آن ها در تصمیم گیری در حوزه تجارت وكسب وكار مورد بررسی قرارگرفته است .


روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم فودازی در 87/02/30 و ساعت 14:54 |

عنوان مقاله: طرح تجاری راهنمای كسب و كار
نویسنده: مجید كریم زاده
منبع: تدبیر - شماره 178 - 1385

مقدمه

حقیقت این است كه در زندگی ما، بادها خواهند وزید، باران خواهد بارید و رودخانه ها طغیان خواهند كرد و ما نمی‌توانیم ز آمدنشان جلو گیری كنیم. تنها می توانیم برای آمدنشان مهیا شویم. یكی از دلایل اصلی موفقیت افراد این است كه آنچه را كه آرزو می كنند، عینا در تصوراتشان ایجاد می‌كنند. آینده ای را كه امروز تجسم می كنیم دست نیافتنی نیست، اگر بدانیم كه می خواهیم چگونه به آن برسیم. به راستی كه در عصر تغییرات باید مسئول سرنوشت خویش باشیم. گاهی تغییرات شبیه به ظرافت ارتعاش هوا بر اثر حركت بالهای یك پروانه است، اما بر فعالیت یك شركت، یك كشور و یا حتی سراسر جهان تاثیر شگرفی دارد.
امروزه مدیران اكثر شركتهای ایرانی به تفكر دررابطه با حل مشكلات موجود مشغولند، درصورتی كه دیروز می‌توانستند با صرف اندكی وقت و هزینه و با اندیشه بهتری از بروز مشكلات جلوگیری كنند. اگر خواهان استفاده بیشتر از فرصتها و پذیرش ریسك كمتری باشیم، لازم است كه تغییرات را بهتر درك كنیم. كسانی كه علت و سمت و سوی تغییرات را می فهمند، برای رسیدن به مقصود، انرژی كمتری مصرف می كنند و بهتر می توانند از این تغییرات در فعالیتهایشان بهره برداری كنند و به جای آن كه در مقابل آن واكنش نشان دهند، آن را به خدمت می‌گیرند. مدیران شركتها بایستی آینده شركت خود را تجسم كنند. (حداقل اهداف كوتاه مدت و بلندمدت تجاری خود را تعیین كنند) سپس به چگونگی رسیدن به این آینده بیندیشند. ترسیم خطوط چگونگی رسیدن به آینده تجاری تعیین شده شركت و مراحل آن موضوع این نوشتار است.

روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم فودازی در 87/02/30 و ساعت 14:43 |
عنوان مقاله: حکمرانی خوب مفهومی نو در مدیریت دولتی
نویسنده: مهدی صانعی
منبع: تدبیر - شماره 178 - 1385


چكیده

در سالیان اخیر، حکمرانی (حاکمیت) تبدیل به موضوعی داغ در مدیریت بخش دولتی شده است و این به‌واسط? نقش مهمی است که حکمرانی در تعیین سلامت اجتماع ایفا می كند. بدین جهت است که دبیر کل سابق سازمان ملل، کوفی عنان ابراز می دارد: حکمرانی خوب، احتمالا" مهمترین عامل در ریشه کن کردن فقر و عامل رشد و توسعه است. در اوایل ده? 1980، کمبود بودجه، انگیز? مهم انجام اصلاحات دولتی در بسیاری از نقاط جهان بود، كه این کمبود بودجه ناشی از فشارهای بین‌المللی، (مثل بانک جهانی) و یا ناشی از خود دولتهای ملی بود. از آن زمان تاکنون، بسیاری از دولتهای ملی وضعیت بودجه‌ای مناسبتری پیدا کرده اند. هر چند که هنوز نیاز است ارائ? خدمات بطور اقتصادی و کارآمد مدیریت شود، با این‌حال وجود انگیز? مالی برای انجام اصلاحات مدیریتی، ضعیف‌تر شده است. در حال حاضر، چالشهای دیگری بروز كرده و انگیزه‌ای برای انجام اصلاحات شده اند. یکی از این چالشها، نحوه ایجاد و شکل دهی حکمرانی خوب است .مقاله حاضر در پی شناسایی چارچوب و مفاهیم مرتبط با حکمرانی است.


روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم فودازی در 87/02/27 و ساعت 17:41 |

اين عبارت نخستين بار توسط رابرت مك فامارا (وزير دفاع حكومت كندي ) به هنگام پيشامد امكان در گيري موشكي ميان امريكا و كوبا عنوان گرديد، وي گفته بود ((ديگر چيزي به عنوان راهبرد معني ندارد ، بايد به مديريت بحران پرداخت )).

مديريت بحران را مي توان فرايندي براي رويارويي با وضعيتي دشوكرد كه همه برنامه ريزي ها ،سازماندهي هاو كنترل هاي گروهي از عمليات با كنش و واكنش متقابل را بسيج نموده و براي تصميم گيري مناسب در اختيارمريراني كه بايد سريع ولي بدون شتابزدگي اقدام نمايند مي گذارد، مديريت بحران بيشتر در حوزه فعاليت هاي سياسي كار برد دارد ، ولي ممكن است در هر سازماني نيز كه با فشار هاي دروني و بيروني روبرو مي گردد،رخ دهد ، اين فشار ها مديريت را وا ميدارند تا با شتاب به تصميم گيري به پردازند.

در دنيا امروزي چنين فشار ها و پيشامدهاي فراوان بوده و مديريت بحران را مي طلبند.

دليل بحران :

بحران در نتيجه كارهاي انسان و يا پيشامدهاي نا گوار طبيعي همچون آتش سوزي ،سيل ، زمين لرزه و مانند اين ها رخ مي دهد، آنها كه به طور مستقيم با بحران در گيرند ممكن است آن را از بيرون به سازمان آورده و يا در پيرامون و بيرون به كارهايي دست زده اند كه براي سازمان مسئاله رشوار و پيچيده اي بوجود آورده است ، بحران داخلي مي تواند عمومي و ناشي از كوشش اعضاء سازمان براي تحميل ديدگاه خود، يا تصادفي و در نتيجه يك سوء تفاهم بزرگ ، و يا بر روي هم انباشته شدن اشتباه هاي دراز مدت و فراوان باشد. در كنار همه احتمال هايي كه بر شمرديم بحران مي تواند رخدادي پيش بيني نشده و ناگهاني باشد كه شايد امكان پيش بيني آن وجود داشته است .

بحران ممكن است ناگهاني آشكار شود ف ولي اين دليل غير قابل پيش بيني بودن آن نيست . برخي از بحران ها علائمي را از خود نشان ميدهند . پديده اي هست كه مي توان آن را خزش بحران ناميد ، حادثه اي رفته رقته، نا محسوس ف ولي چاره ناپذير شكل مي گيرد مانند لاراني سنگين و رو به افزايش كه مي بارد ، جويهاي سر ريز شده به رودخانه مي پيوندد و فشار جريان بيشتر مي شود تا جايي كه اين افزايش فشار منجر به شكسته شدن سد ميشود .

چنانچه مديريت بحران به موقع انجام وظيفه نموده و با جمع آوري طرفهاي در گير،راه حل مساله را بررسي و اقدام نمايد مي توان از خيلي از حوادث ناگوار و دشوار جلوگيري كرد.

بحرانهاي مديريت :

مديريت ممكن است بابحرانهاي مختلف روبرو شود ،شكست در يك معامله ف سقوط ناگهاني ارز، يك نو آوري كه فرآورده اي را منسوخ مي نمايد، اعتصاب بزرگي كه خسارتهاي جبران نا پذير ببار مي آورد ، مدير ارشد نا درستي كه بناگاه سازمان را هدف عنوانهاي درشت روزنامه ها مي كند و .....

رفتار هاي مديريت بحران:

مهمترين كاري كه به هنگام رويا رويي با بحران بايد بكنيم ، حفظ خون سردي است، در چنين وضعيتي بيشتر مردم كنترل خود را از دست داده ، و بد تر اينكه گناه آن را به گردن اين و آن مي اندازند.يكي از هنر هاي رويا رويي پيروزمندانه با بحران اين است كه حس اعتماد به نفس اطرافيان را بالا برده و چنين نشان دهيم كه هر يك از ايشان در حل مساله سهم شايسته اي دارند .

نكته ديگر اينكه حساب شده موضوع را كمتر از آنچه هست دشوار و مهم چلوه دهيم ، خودمان را خون سرد نشان دهيم در حاليكه با تمام توان بدان سر گرميم، مديران توانمند بحران ، در حاليكه گروه بزرگي از انساها در اطرافش هستند و كاغذهاي فراواني بر ميز ها جا گرفته و از سه تلفن كنار دستشان پيوسته دست كم يكي زنگ مي زند ، گاهي با خون سردي به پشتي صندلي خود تكيه داده و ضمن نوشيدن چاي از موضوعي ساده وجالب مثلا نتيجه فلان بازي ورزشي ويا خبر هنري پرسشي را مطرح مي كند، از اين روش در سفر هاي هوايي نيز به خوبي استفاده مي شود ، هنگاميكه خلبان و مسئولان پرواز توفان وچاههاي هوايي را در پيش ديده و مي دانند كه بزودي هواپيما دچار تكانهاي سختي خواهد شد با آرامش كي گويند ((لطفا كمر بند هاي ايمني خود را ببنديد، ممكن است با حركتهاي مختصري روبرو شويم )).

بحرانها اغلب به در گيري منجر مي شوند ، تصميم گيري در شدت و زمان در گير شدن ، به ارزيابي موقعيتبستگي دارد . مي توان بگونه اي تهاجمي و تا آخرين سنگر ومرز حمله گرده ويا روش آرام فزاينده اي را پيش گرفت . ولي هردو رهيافت را چنانچه تا آخرين درجه بكار برد وغير كار ساز مي شوند ، بنابراين با توجه بشرايط، بايستي از هر دو روش بقدر دلخواه ومناسب استفاده نمود .

مديريت بحران بطور عمده وظيفه اش تجزيه و تحليل رفتار، ديدگاهها، انگيزه ها، هدفها و تمهيدات انسانها و پاسخگويي مناسب و به موقع به آنها مي باشد . طرف مقابل را نبايدبه يكبارهاز دست داده و پلهاي مياني را شكست . گفته اي معروف است كه ((دشمن را بصورت راهبردي دشمن بدان ولي از روي سياست به وي احترام بگذار)).

نكته آخر اينكه اگر هم مي خواهيد بجنگيد عادلانه باشد، شرايط جنگ عادلانه اين است كه داراي دليل عادلانه ، هدف دوست ،اميدبه پيروزي، نتيجه بهتر از اكنون وغير قابل اجتناب باشد .

فنون مديريت بحران :

نخستين فن مديريت بحران، دست نگهداشتن از اقدام حساب نشده است . بنابراين بايد نبض را بدست گرفت و در انتظار نخستين ضربانها ماند و با دريافت اولين نشانه ها ، برنامه هاي اقتضايي از پيش آماده شده را اجرا نمود در اين صورت زمان كافي در اختيار مي باشد . ولي چنانچه با همه كوششهاي باز دارنده بحران آغاز شد ، كارهايي را بشرح ذيل مي توان انجام داد :

1-     در آرامش و خونسردي كامل وضعيت را دو باره ارزيابي كنيد .

2-     برنامه مقدماتي عمليات را تهيه نموده و گام به گام به اجرا در آوريد . ديگر برنامه هاي اقتضائي براي پيشامد هاي احتمالي را نيز آماده كنيد .

3-     يك تيم مديريت بحران براي روياروئي با وضعيت تشكيل دهيد . نقشها ووظايف اعضاء را اعلام كنيد .

4-     ستادي براي مديريت بحذان معين كنيد .

5-     يك نظام ارتباطي بر قرار نمائي كه بتواند با شتاب و فوري اخرين اطلاعات بدست آمده در محلهاي بحراني را بشما رسانده و پيامهايتان را به اعضاء تيم و ديگر افراد منتقل نمايد .

6-     با استفاده از دستگاه هاي الكترونيكي از بار سازمان بكاهيد .

7-      ريز برنامه هاي خود را آماده كنيد .

8-     آنچه در جريان است را بدقت زير نظر گرفته و بيائيد مطمئن باشيد اطلاعات به سرعت به شما مي رسد .

9-     كنش ها و واكنش ها را پيوسته ارزيابي نموده و با انجام اصلاحات لازم برنامه ها را هماهنگ نمائيد .

  ويژگيهاي مدير بحران :

مدير شايسته براي حالتهاي بحراني ،پيش از هر چيز بايد فردي قاطع باشد ۀ اينگ.نه مديران به چابكي واكنش نشان داده و از آن مهم تر توانائي شتاب بخشيدن به فر آيند تصميم گيري را دارند . آنها هيچ يك از گامهاي ضروري و استاندارد تصميم گيري و حل مسائل را فراموش نمي كنند .

مديران بحران با شتاب اين گامها را برداشته و از تجربه هاي خود و اعضاء تيم به خوبي استفاده مي كنند . مديران كار آمد بحران ، رهبران شايسته بوده ، روحيه همكاران را بالا برده ، كوششهاي آنها را افزايش داده و اطمينان مي دهند كه فرايند كار بحران با پيروزي به پايانخواهد رسيد . بالاتر از همه ، مديران بحران خونسردي خود را حفظ مي كنند . آنها دچار سردرگمي ،واكنش هاي شتاب زده و بيجا و از دست دادن كنترل خود نمي شوند چكيده گفتار اينكه : مدير بحران همان مدير خوب در وضعيت وجود فشار است .مديراني كه مي توانند با بودن فشار و سنگيني كار خوب عمل كنند ، براي مديريت بحران بسيار مناسبند .

 

نويسنده مقاله منصور نژاد در مورخه 11/10/83 نوشته شده است

منبع : دستنامه مديران

 

+ نوشته شده توسط مریم فودازی در 87/02/26 و ساعت 17:56 |

در تعريفي ساده مديريت را اگر علم حداكثر بهره وري از حد اقل امكانات بدانيم يعني علمي نيمي تئوريك و نيمي تجربي، مدير خود به خود تعريفشان مشحص خواهد شد كساني كه مي توانند حد اكثر بازدهي را در مجموعه اي با استفاده از دانش وسوابق مفيدشان بوجود بياورند مدير با تعيين اهداف و سنجش امكانات . انگيزه هاي رواني افراد مجموعه خود را تقويت مي نمايند تا به حد اكثر بهره وري ممكن نزديك شوند.

اما حكايت مديران ما در سالهاي اخير شايد زياد شباهتي به تعريف بالا نداشته باشد در واقع بهتر است براي آنها عنوان نا مدير را به كار برد تا به مديران واقعي تعريفي نشده باشد .

نامديران ما فاقد دانش و تجربه هستند ولي در عوض شبكه هاي مافيايي قدرت هنرپيشه هاي خوبي هستند آنها به خوبي چند نقش مختلف بازي مي كنند . در بعضي جاها،ليبرال، آزادي خواه و متجدد هستند ودر جاهاي ديگر سنت پرست محافظه كار وحامي افراطي وضع موجود هستند ، نا مديران بشتر از آنكه به فكر مجموعه زير دستشان ونفوذ در ميان آنها براي بهره وري و موفقيت باشند به فكر نفوذ در ميان بالا دست ها و به دست آوردن دل مقامات بالاتر براي رسيدن به مقعيت پستي بهتر هستند.

آنها در ربط دادن امور بي ربط به يكديگر استادند و چون از مجموعه تحت مديرت خود و موضوع آن چيزي نمي دانند وسر رشته اي ندارند و تنها به لطايف الحيل و به يمن روابط خصوص و خدمتگزاري هاي شخصي و زبان چرب ونرم ودر نهايت كار گزار حامي محترم بودن ، بر مسند مديريت نشته اند ، بنا براين به هر كسي كه دانشي در مورد مجموعه كاري آنان داشته باشد يا تجربه اي در آن مورد اندوخته باشد به شدت حمله ور مي شوند ، او را طرد مي كنند وبا چسباندن انواع اتيكت ها و بر چسب ها وتهمت ها از ميدان بيرون نموده وخانه نشين مي سازند.

مديران تمام تلاششان مشاركت كارمندان ومردم حوزه شان در امر تصميم گيري ها ست اما نا مديران تمام تلاششان معطوف به ايجاد فاصله ورهايي از دست مردم بخصوص آدم هاي پرسشگر يا به قول انها فضول است اينها اصولا بد پرسشند و اگر سئوالي از آنها پرسيده شود كه مدهي در ان نباشد يا مجيزي در ان نهفته نباشد چنان گره بر اخم ها مي اندازند و اوقاتشان زهري مي شود كه بلافاصله سئوال كننده را عامل مخرب ،مخالف پشرفت شهر وكشور و....مي نامند.

نا مديران چون موقعيت خودشان را مديون دستهاي پنهان مي دانند لزومي نمي بينند كه به دست ها يي كه با برگه هاي شكايت وتقاضا ودر خواست و.....به طرف آنها دراز ميشود هيچ اعتنايي کنند انها علف هاي هرزي هستند كه بركشته واقعي چيره شده اند.

عملكرد نا مديران انقدر‌(سوپر مثبت ) است كه خلايق از آن به شگفت مي آيند آنها به خاطر خدماتي كه انجام نداده اند پاداش مي گيرند. به خاطر توفيقي كه نداشته اند تشويق مي شوند و به خاطر بودجه اي كه هدر داده اند ترفيع مي گيرند.

نا مديران هيچ گاه براي ديدن ارباب رجوع وقت ندارند زيرا هميشه جلسه دارند وتازه جلسه ها هم كه تمام شود بايد به ماموريت بروند آنها آنقدر سرشان شلوغ است كه نوشيدن يك استكان چاي برايشان يك ساعت وقت مي گيرد!

وتازه اگر بعد از طي (هفت خوان رستم به اضافه سفارش يك آشنا ) توانستي لحظه اي روي مبارك آنها را زيارت كني مي بيني با صداي بلند و از موضع قدرت به تو پاسخ مي دهند.

آنها فراموش كرده اند كه مردم ولي نعمتشان هستند واز مالياتي كه همين مردم مي دهند حقوق مي گيرند اما اگر بخت يارشان نكرد ونتوانستند در ترافيك روابط قدرت وثروت، حامي محكمي بيابند يا چاپلوسي وتملق موثر واقع نشد يا شير پاك خورده اي مدير ارشد انها شد و متوجه ريا كاري صادقانه آنها شد وشجاعتي نمود وبر كنارش كرد ..آن هنگام كه سر افكنده وخجل به سوي خود مي روند يادشان مي افتد كه شهري داشته اند و قومي و باز حيلتي نو ساز مي كنند كه واحسرتا : ما و قوم شهر ما عقب افتاده اند قافله پيشرفت و امكانات ندارد و بودجه و مديريت و ...

آنها هنگامي به ياد شهر و قومشان مي افتند كه براي صعود از شهرستان به مركز استان از معاونت به رياست  از رياستي به رياست ديگري احتياج به پله و نردبان داشته باشند گونه هاي سرخ و سفيد فرزندان  نا مديران ، پاترولي كه سوارش مي شوند ، خانه اي كه در آن سكني مي گزينند ، بليتي كه با آن به مسافرت مي روند همه و همه به قيمت زردگونگي و تكيدگي و بيماري و عرياني وعدم درس خواندن  به واسطه عدم استطاعت مالي صدها كودك رنجور در حوزه هاي مديريتشان تمام مي شود . باور نمي كنيد سري به گوشه و كنار كشور ، اصلاً سري به لالي و انديكا و كفه و دشتگل و هفت شهيدان و گلگير و .... نه نزنيد سر نزنيد تا دست كم زخم هاي كهنه تان سرباز نكنند .

ويژه نامه مردم سالاري، جعفري شهني

+ نوشته شده توسط مریم فودازی در 87/02/26 و ساعت 11:34 |

آنچه پیش روی شماست، شرحی بر مباحث دولت خوب،حاکمیت خوب می باشد که جهت مطالعه علاقه مندان جمع آوری و تألیف گردیده است.

 


 

سازمان‌ها و افراد مختلف براساس نوع نگرش و نگراني‌هاي خود، تعاريف متعددي از حكومت‌داري خوب ارائه كرده‌اند كه هر يك بيانگر بخشي از اين مفهوم است.

قبل از بررسي تعاريف موجود در اين زمينه شايد تعريف واژه حكومت‌داري ضروري باشد.

براساس تعريفي كلان، حكومت‌داري عبارت است از فرآيندي كه به واسطه آن موسسات دولتي به اداره امور عمومي مي پردازند، منابع عمومي را مديريت كرده و از حقوق افراد جامعه حمايت مي‌كنند (www.unhchr.ch) و بنا به تعبيري ديگر حكومت‌داري عبارت است از شيوه به كارگيري قدرت در مديريت توسعه اقتصادي و اجتماعي كشور.

در تعريف اخير حكومت‌داري مستقيما با مديريت فرآيند توسعه پيوند مي يابد و بخش عمومي و خصوصي را به طور توام دربر مي گيرد

 

روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم فودازی در 87/02/24 و ساعت 15:36 |

ارائه چند نکته پایه ای برای آزمون استخدامی بانکها:

 

اسکناس در سال 1656 میلادی توسط "پالمستروخ" – موسس بانک سوئد ابداع گردید.

انواع پول: 1- کالایی      2- فلزی       3- کاغذی        4- تحریری

پول تحریری: به مجموع مانده حسابهای مشتریان بانکها و سایر موسساتی که سپرده می پذیرند، اطلاق می شود و معمولا بوسیله چک و یا وسایل دیگر از حسابی به حساب دیگر قابل انتقال است.

 

نقدینگی بخش خصوصی: پول + شبه پول

پول: سپرده های دیداری + اسکناس و مسکوک (سکه) در دست مردم

شبه پول: سپرده های بلند مدت + سپرده های کوتاه مدت

حسابهای دیداری: حسابهای قرض الحسنه – جاری

حسابهای غیر دیداری: حسابهای پس انداز – سرمایه گذاری بلند مدت

 

ü    بانک جدید شرق نخستین بانک در ایران بود که توسط انگلیسی ها در زمان ناصرالدین شاه -1266 شمسی-  در شمال شرقی میدان توپخانه (امام خمینی) تاسیس گردید و مرکز آن در لندن بود. فعالیت این بانک دو سال بیشتر طول نکشید.

ü    اولین بانک ایرانی – بانک سپه – در 14/2/1304 با نام بانک پهلوی قشون با سرمایه صندوق بازنشستگی درجه داران ارتشی تشکیل و شروع به فعالیت کرد.

ü    بانک ملی ایران در تاریخ 17/6/1307 با سرمایه ای معادل 20 میلیون ریال شروع به کار کرد.

ü    پس از گذشت 74 سال فعالیت بانکی بانک مرکزی ایران در تاریخ 18/5/1339 با سرمایه ای معادل 3.6 میلیارد ریال تشکیل یافت.

ü    پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران اولین بانک غیر دولتی که تاسیس گردید بانک اقتصاد نوین است

 

تقسیم بندی بانکهای دولتی:

1.    بانکهای تجاری: ملی، سپه، رفاه کارگران، ملت، تجارت، صادرات

2.    بانکهای تخصصی: صنعت و معدن، مسکن، کشاورزی، توسعه صادرات.

نکته: در اجرای ماده 17 لایحه قانونی اداره بانکها مصوب 3/7/1358 شورای انقلاب اسلامی، پیشنهاد ادغام 9 بانک به تصویب مجمع عمومی بانکها رسید و بدین ترتیب بانک تجارت از ادغام 11 بانک و بانک صنعت و معدن از ادغام 6 بانک و صندوق پدید آمدند.

 

ارکان بانک ها:

1.    مجمع عمومی بانکها

2.    شورای عالی بانکها

3.    هیئت مدیره هر بانک

4.    مدیرعامل هر بانک

5.    بازرسان قانونی هر بانک

ü    ریاست مجمع عمومی بانکها با وزیر امور اقتصادی و دارایی و در غیاب وی با وزیر بازرگانی است.

ü    مدیران عامل بانکهای تخصصی به پیشنهاد وزیر مربوط و انتخاب مدیران عامل بانکهای تجاری نیز به پیشنهاد وزیر بازرگانی و با نظر شورای عالی بانکها صورت میگیرد.